یکی از روشهای رایج پژوهش در روانشناسی، استفاده از آزمونهاست. آزمونها از جمله مفیدترین وسایل و ابزار جمع‌آوری اطلاعات در پژوهشهای تربیتی است. زیرا در مورد بسیاری از مطالعات تجربی و توصیفی در آموزش و پرورش میتوان داده های لازم را با استفاده از آنها به دست آورد.  آزمون و ارزشیابی هوش و استعداد و پیشرفت تحصیلی و سایر رفتارهای آدمی موضوع بسیار مهمی در دانش روان‌سنجی و تعلیم و تربیت معاصر است. پیدایش هزاران آزمون روانی و تربیتی در زمینه‌های مختلف زبانی، شناختی، تحصیلی، حرکات ظریف و درشت، خلاقیت، رشد اجتماعی و عاطفی و غیره در یکصد سال اخیر نشان از اهمیت آن است.

از آزمونها برای مطالعه رفتار استفاده می‌کنند. آزمونها ممکن است برای مقایسه رفتار دو فرد و یا بیشتر در یک زمان معین و یا مقایسه رفتار یک فرد در زمانهای مختلف مورد استفاده قرار گیرند. آزمون‌های روانی توصیف عینی و استاندارد شد‌ه ای از رفتار را به دست می‌دهند که به وسیلۀ نمره های عددی به کمیت درآمده است.

در مطالعه‌های تحقیق توصیفی، غالبا از آزمونها برای توصیف وضعیتهای متداول در یک زمان معین استفاده میشود. از طرف دیگر، چون آزمونها توصیف و یا اندازه گیری کمی را به دست میدهند، بنابراین در مقایسه با قضاوتهای منحصرا ذهنی، امکان تجزیه و تحلیل دقیقتری را فراهم میسازند.

تاریخچه:

استفاده از سنجش و اندازه‌گیری در زندگی روزمره انسان سابقه‌ای بس طولانی و مهم دارد. انسانهای اولیه در مراسم گوناگون به منظور مقایسه توانائی و قابلیت افراد به صورت بسیار ابتدائی از مفاهیم اندازه گیری بهره مند می‌شدند. این اقدامات مشخص کننده وضع کلی اندازه گیری و سنجش تا اوائل قرن بیستم در ارتباط با زندگی بشر است. برخی ارزشیابی را اولین بار در کشور چین حدود 3000 سال پیش میدانند. برخی هم آنرا به سال 165 پیش از میلاد نسبت می‌دهند.

در کشف و گسترش روشهای اندازه‌گیری در روانشناسی و علوم تربیتی سه عامل مهم موثر بوده است:

1.پیدایش روانشناسی تجربی: اولین آزمایشگاه روان شناسی در سال 1879 در شهر لایپزیک آلمان توسط ویلهم وندت تأسیس شد که مهمترین تأثیر آن، قائل شدن ارزش و احترام برای روشهای دقیق تجربی و آماری و استفاده از آنها در حل مسائل روانی و تربیتی است.

2. مطالعه تفاوتهای فردی: داروین در سال 1859 در کتاب اصل انواع، تفاوتهای فردی را در انواع حیوانات مورد توجه قرار داد.متعاقب آن، فرانسیس گالتن به مطالعه توارث و خصوصیات فردی از نظر جسمانی و عقلانی پرداخت و اقدامات کارل پیرسون منجر به بوجود آمدن روشها و تکنیکهای مناسب آماری برای مطالعه تفاوتهای فردی گردید.

3. مطالعه بالینی افراد غیرعادی: نهضت علاقمندی نوع دوستانه نسبت به افراد معلول جسمی و روانی در کشورهای مختلف، ضرورت تهیه وسیله ای یکسان برای توصیف نقایص آنان به خصوص از نظر هوش و استعداد عمومی بیشتر آشکار شد که درنهایت منجر به تهیه مجموعه کاملی برای سنجش هوش توسط بینه و همکاران او در سال 1908 شد. علاوه بر آزمونهای هوش، آزمونهای شخصیت نیز مورد توجه قرار گرفت.

بنابراین در زمینه آزمونهای روانی به صورت علمی از اواخر قرن نوزدهم میلادی شروع شده است. اما فکر و اندیشه شناخت انسانها برای رسیدن به هدفهای مختلف از زمانهای قدیم وجود داشته است.

¢تعریف آزمون:

آزمون وسیله‌ای است عینی و استاندارد شده، که برای اندازه‌گیری نمونه ای از رفتار یا خصایص آدمی به کار میرود.

مراد از عینی آن است که روش اجرا و تفسیر نتایج آزمون براساس قواعدی معین صورت میگیرد و قضاوت و نظر شخصی در آنها بی تأثیر است.

اصطلاح استاندارد شده به این معناست که آزمون قبلا در مورد گروه نمونه ای از افراد مورد نظر در بوتۀ آزمایش گذاشته شده و نتایج پژوهشهای مربوط به آن از راه روشهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و روایی و اعتبار آن تعیین شده است.

مقصود از نمونه‌ای از رفتار آن است که در هر آزمون نمونه های کوچکی از رفتار انتخاب شده است مورد مشاهده و اندازه گیری قرار میگیرد.

بنابه تعریف، آزمون وسیله یا روشی نظام مند برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار است. اندازه گیریهای روانی و تربیت، علاوه بر آزمون که معروفترین وسیله اندازه گیری است، با روشهای دیگری مثل مشاهده و مصاحبه و پرسشنامه و مطالعات بالینی و مانند آن نیز انجام می گیرد.

¢کاربرد آزمونها:

در سایه آزمونهای روانی، روانشناسی از بسیاری سرزنشها و انتقادهائی که به ذهنی بودن آن وارد میشد، رهایی یافته است. به کمک همین روشها است که امروزه روانشناسی نه تنها در زمینه های علمی مورد توجه قرار گرفته است، بلکه در تمام زمینه ها جایگاه خود را پیدا کرده است. تا قبل از پیدایش آزمونها، روانشناسی را با تحقیر در زمینه فلسفه قرار میدادند و حتی در طبقه بندی های مختلف علوم جای مشخصی برای روانشناسی قائل نبوده اند.

در یک قرن اخیر آزمونهای بسیاری را برای مطالعۀ رفتار ابداع کرده اند. آزمونها برای رسیدن به هدفهای گوناگون طرح ریزی شده اند:

آزمونها را میتوان برای گزینش به کار برد مثلا از بین گروهی داوطلب، کارکنان جدیدی را انتخاب کرد؛ از آزمونها میتوان برای طبقه بندی استفاده کرد مثلا میتوان آزمودنی را در یکی از این گروه ها قرار داد: روان نژند، آسیب دیدۀ مغزی یا ضعیف در مهارتهای کلامی و قوی در مهارتهای فنی؛ آزمونها را میتوان برای ارزشیابی به کار برد مثلا برای تشخیص کارایی یک برنامه آموزشی، از آزمون استفاده کنیم؛ آزمونها در مشاوره نیز سودمندند مثلا از آزمون شخصیت برای مشاوره در امور خانواده استفاده کنیم؛ آزمونها در پژوهش نیز کاربرد فراوانی دارند. نمره های آزمون در پژوهش دارای ارزش فراوانی هستند. مانند هنگامی که آزمودنیها از نظر ارزیابی رفتارهای مختلف و بررسی مناسبات متقابل درونی طبقه بندی میشوند. از ویژگیهای مثبت این آزمونها این است که پژوهشگر نیاز به وسایل بسیار پیچیدۀ آزمایشگاه ندارد، خیلی وقت‌گیر نیست و بی آنکه نظم زندگی عادی افراد راه به هم بزند، داده‌های بسیار وسیعی را میتوان از آنها به دست آورد.

¢1. انواع آزمون از نظر موضوع:

برحسب اینکه آزمون چه موضوع یا ویژگی را اندازه گیری میکند آزمونها را به سه دسته تقسیم میکنند:

الف)آزمونهایی توانایی یا استعداد:

این نوع آزمونها استعدادهای فطری و ذاتی فرد را می‌سنجند. عملکرد شخص در آزمونهای استعداد متأثر از عواملی چون ویژگیهای ذاتی، زمینه های تجربی، انگیزش، مهارتهای ویژه، دقت، اعتماد به خود و سازگاری عاطفی نیز هست و نمره های آزمونهای مذکور را می توان از طریق تجارب آموزشی تغییر داد و بهبود بخشید. آزمونهای استعداد شامل استعدادهای بدنی و ذهنی می باشند:

ـ آزمون استعدادهای بدنی:

در آزمونهای استعداد بدنی، مهارت فرد در بکار بردن اعضاء بدن سنجیده میشود. در این زمینه، آزمونهای متعددی تهیه است که به برخی از آنها اشاره میشود:

ـ آزمون چالاکی دست و انگشتان: که در کارهای یدی از قبیل قرار دادن میله ها و مهره ها در حفره هایی به همان اشکال و ابعاد. در این آزمون، عامل سرعت همراه با سایر مهارتها مورد سنجش قرار میگیرد.

ـ آزمون استعداد مکانیکی: این آزمون استعداد افراد را در حل مسایل فنی و مکانیکی مورد اندازه گیری قرار میدهند.

ـ آزمون نمونه ای از کار: این آزمون، عملکرد واقعی فرد را در نمونه ای از یک کار نشان میدهد. مثلا اگر هدف آزمون اندازه گیری توانایی فرد در انجام یک شغل معین باشد، از آزمایش شونده میخواهند که نمونه ای از کار را که در آن شغل وجود دارد عملا انجام دهد.

¢الف) آزمونهای توانایی یا استعداد

ـ آزمون استعدادهای ذهنی یا هوش:

پایاترین و رواترین آزمونهای روانشناختی، آزمونهای هوش هستند. در پژوهشهای روانشناختی غالبا به اندازه گیری هوش و استعداد به عنوان متغیر مستقل و وابسته نیاز است، مثلا در بررسی اثر هوش بر اضطراب، هوش متغیر مستقلی است که باید اندازه گرفته شود. اما در مطالعه اثر وضعیت اجتماعی بر هوش، هوش باید به عنوان متغیر وابسته اندازه گرفته شود.

هوش که معمولا به عنوان استعداد ذاتی یا مادرزادی از آن یاد میشود، درحقیقت از روی توانائی موجود فرد        اندازه گیری میشود. آزمونهای هوش برآوردی از سطح هوش عمومی افراد ارائه میکنند و این کار را از طریق     نمونه گیری عملکرد، روی مجموعه متنوعی از کارهای فکری انجام می دهند. این آزمونها اغلب شامل پرسش از کارهایی چون گزینش لغات، حل مسأله ریاضی، درک مطلب و حافظه کوتاه مدت ارقام هستند.

آزمونهای هوش را به چند صورت طبقه بندی میکنند:

از نظر نوع پاسخ (کتبی و عملی)، از نظر مراحل زندگی (آزمونهای هوشی مخصوص کودکان یا بزرگسالان)، از نظر اجرا (فردی و گروهی)، از نظر زمانی (زمان محدود، زمان نامحدود)، از نظر استفاده از کلام (کلامی و غیرکلامی)، از نظر حوزه وسعت اندازه گیری ( آزمونهای هوشی عمومی که هوش را به طور کلی مورد سنجش قرار میدهند و آزمونهای هوشی اختصاصی که استعداد خاصی را به طور جداگانه می سنجند)

ـ آزمون هوش استنفورد ـ بینه:

این آزمون ابتدا در سال 1905 به منظور تشخیص دانش آموزان غیرعادی از دانش آموزان عادی تهیه شد که شامل سی سؤال بود. بیست سال استفادۀ بی‌شمار از این مقیاس، ضعفهای آن را آشکارتر کرد و لذا تجدیدنظرهای زیادی بر آن انجام شد. چهارمین تجدیدنظر، در سال 1986 توسط ثرندایک، هیگن و ساتلر انجام شد که مزایای زیادی داشت. از جمله آنکه چهار حوزه گسترده تواناییهای شناختی (استدلال کلامی، استدلال انتزاعی ـ بصری، استدلال کمی ـ ریاضی و حافظه کوتاه مدت را مورد توجه قرار می‌دهد و نمره های آزمون از پایائی بیشتری برخوردار است.

ـ آزمون هوش وکسلر:

این آزمون که با عنوان وکسلر ـ بلویر در سال 1939 تدوین شد. در ساختن آن وکسلر از بسیاری از اصول تدوین آزمون استنفورد بینه فاصله گرفت. در این آزمون از مقیاس هوش عملی بهره برد. آزمونهای هوش وکسلر یک هوشبهر کلی به دست میدهند که از دو نمرۀ فرعی به دست می آید: هوشبهر کلامی و هوشبهر عملی. هوشبهر کلامی شامل واژگان، توانایی درک بیانات و مسائل کلامی و اطلاعات عمومی است.

مقیاس هوش عملی آزمون وکسلر شامل موادی بود که آزمودنی به جای آن که فقط به سؤالهای کلامی پاسخ دهد، باید عمل معینی مثل کپی از نمادها، نشان دادن قسمتهائی از تصاویر و... را انجام دهد. مقیاس هوش عملی موجب می شود که تأثیر خطاهای ناشی از زبان و عوامل فرهنگی و آموزشی در اندازه‌گیری هوش کاهش پیدا کند. این آزمون برای سه گروه سنی تهیه و تراز شده است. بزرگسالان، کودکان و کودکان پیش آموزشگاهی.

¢ب) آزمونهای شخصیت

شخصیت انسان از پدیده های بسیار پیچیده ای است که اندازه گیری آن بسیار دشوار است. معمولا برای اندازه گیری شخصیت افراد، وجود یا عدم صفاتی را در انسان می سنجند. صفات، ویژگیهای نسبتا ثابتی هستند که فرد در اکثر موقعیتها، رفتارهایی مطابق با همان صفات از خود بروز میدهد. این صفات خود از رفتارهای متعددی استنباط میشود. به عنوان مثال فردی که در لباس پوشیدن یا در گفتار و انتخاب بیش از حد منظم و به گونه ای وسواسی عمل کند، از این رفتارها صفت وسواس را برای آن فرد استنباط نموده و شخصیت وسواسی را به او نسبت میدهند.

آزمونهای شخصیت به ارزیابی تفاوتهای فردی در جنبه هایی از شخصیت چون ویژگی صفات شخصیتی، نیازها، اختلالات روانشناختی، ارزشها و نگرشها می پردازد. به عبارت دیگر، آزمونهای شخصیت، روشهائی برای کشف جنبه های مختلف شخصیت هستند که هدف آنها بررسی جنبه های عاطفی و غیرشناختی رفتار است. بیشتر آنها مقیاسهای خودگزارشی هستند که به سبک نوشتاری اجرا میشوند و از افراد میخواهند به پرسشهایی درباره وقوع رفتارهای خاص یا افکار یا احساسات ویژه ای در زندگی خود پاسخ دهند.

در ساختن آزمونهای شخصیتی دو دیدگاه کاملا متفاوت وجود دارد:

دیدگاه صفت گرایی محض: این دیدگاه محیط را به کلی نادیده میگیرد و بر شخص تأکید میکند. آزمونهایی که بر مبنای این دیدگاه ساخته میشوند بر این فرض استوارند که شخصیت از عناصر متعدد و کم و بیش مستقلی تشکیل شده است، به این نوع آزمونها، آزمونهای عینی شخصیت میگویند.

دیدگاه موقعیت گرایی محض: این دیدگاه، شخص را نادیده میگیرد و بر محیط تأکید میکند. آزمونهایی که بر مبنای این دیدگاه ساخته میشوند دارای این مفروضه هستند که شخصیت دارای وحدت و پویایی است و در حال کنش متقابل با محیط است. به این نوع آزمونها، آزمونهای فرافکن شخصیت میگویند.

بنابراین آزمونهای شخصیت را میتوان به دو صورت آزمونهای عینی و آزمونهای فرافکن تقسیم نمود.

¢ب) آزمونهای شخصیت:

1.آزمونهای فرافکن:

 از نظر بسیاری از روانشناسان، به ویژه آنانی که جهت گیری روان پویایی دارند، هدف سنجش شخصیت، تعیین تعارضات ناهشیار، ترسهای نهفته و اضطرابهای پنهانی است که به وسیله آزمونهای عینی شخصیت، قابل سنجش نیستند. لذا از آزمونهای فرافکن استفاده میکنند. به باور روانشناسان معتقد به آزمونهای فرافکن، چون این آزمونها از محرکهای بی معنی نظیر لکه های جوهر استفاده میکنند، فشارهای واقعیت را کاهش میدهند، فرایندهای تخیل را تشویق میکنند و فرصیت را برای بروز نگرانیهای ناهشیار و در حال تعارض فراهم می آورند.

آزمون فرافکن، نوعی روش ارزیابی است که طی آن شرکت‌کنندگان باید به محرکی مبهم پاسخ دهند. اجراکنندگان آزمون نیز به دنبال الگوهای پاسخ شرکت کنندگان هستند. به طور کلی تفسیر آزمونهای فرافکن دشوار است و کاربرد آن در پژوهشهای کمّی عمومیت ندارد.

یک ابزار فرافکن، آزمون شونده را قادر میسازد که احساسات، نگرشها، نیازها، ارزشها یا آرزوهای درونی خود را به یک شیء بیرونی نسبت دهد. بدین ترتیب، آزمایش شوندگان هنگامی که نسبت به اشیاء خارجی واکنش نشان میدهند، ویژگیهای خود را آشکار میسازند.

¢آزمونهای فرافکن

ـ آزمون لکه های جوهر رورشاخ:

این آزمون، معمول‌ترین آزمون فرافکنی برای سنجش شخصیت است. این آزمون را اکثر روانشناسان بالینی و همچنین در پژوهشهای روانشناسی شخصیت به کار میرود. قبل از رورشاخ، از لکه های جوهر برای آزمون هوش و خلاقیت استفاده شده بود اما رورشاخ اولین کسی است که آن را برای سنجش شخصیت و عوامل ناخودآگاه آن به کار برده است. رورشاخ یک سری لکه های جوهر را روی ده کارت تهیه کرده است که هنوز هم به عنوان محرکهای استاندارد در سنجش شخصیت به کار میرود. این لکه ها اساسا حالت قرینه دارند. در این آزمون، دستورالعمل کاملا مبهمی به آزمون شونده داده میشود به این صورت که به او میگویند چند لکه جوهر یکی یکی به شما نشان داده میشود و شما باید بگویید که هر یک از آنها شبیه چه چیزی هستند یا میتوانند باشند. پاسخهای آزمودنی از چند جهت نمره گذاری میشوند: از لحاظ ماهیت و کیفیت آنچه آزمودنی میبیند، از لحاظ اینکه آنچه دیده میشود منحصر به فرد است یا دیگران هم آن را می‌بینند، از لحاظ آنکه تنها به بخشی از تصویر پاسخ داده میشود یا به همۀ آن. این نمرات، همراه با آنچه که آزمودنی در لکه های جوهر میبیند، با هم ترکیب می‌شوند و یک تصویر کلی از تعارضات او و سرزندگی حیات درونی پاسخ دهنده می‌دهد.

این آزمون دو مشکل اساسی دارد. یکی اینکه اجرا و تعبیر و تفسیر آن کاری است کاملا تخصصی و مستلزم دانش و تجربه بسیار و دوم آنکه چون از نظر دستورالعمل، اجراء و تعبیر و تفسیر، هنجارهای دقیقی ندارد و از این جهت که پاسخهای آزمون شونده متأثر از هوش و استعداد کلامی و سن و تحصیلات او است در قضاوت راجع به نتایج آن باید کاملا احتیاط کرد.

.

ـ آزمون اندریافت موضوع:

بعد از آزمون رورشاخ، این آزمون در مطالعات پژوهشی و موقعیتهای بالینی بیشترین مورد استفاده را دارد.این آزمون از تعدادی تصویر نسبتا مبهم تشکیل شده است، اما به مبهمی تصاویر آزمون رورشاخ نیستند.در این آزمون از پاسخ دهنده خواسته میشود تا به هر تصویر نگاه کند و داستانی دربارۀ آن بسازد. و بگوید داستان چگونه شروع شده است، اکنون چه اتفاقی دارد می افتد و چگونه پایان خواهد یافت. فرض اساسی این آزمون آن است که آزمون شونده خود را با شخصیت اصلی یا قهرمان داستانهایش همانند می‌بیند و آن را به زبان می‌آورد و از طرف دیگر، چون تصاویر کاملا واضح نیستند، داستانهای ساخته شده توسط پاسخ دهنده، امیال او را برای دیدن موقعیتها به راههای خاص منعکس میکنند.

¢ب) آزمونهای شخصیت

2.آزمونهای عینی شخصیت:

آزمونهای عینی شخصیت به صورت پرسش نامه با پرسش های بسته تهیه می شوند که آزمودنی پاسخ خود را به سؤالها به صورت آری یا نه مشخص می کند. در تهیه این پرسش نامه ها فرض بر این است که اولا شخصیت آدمی متشکل از مجموعه صفات یا خصائصی است که شدت و اندازه آنها در افراد مختلف متفاوت است. ثانیا صفات و خصائص شخصیتی در فرد از ثبات و پایائی نسبی برخوردار است. اکنون به یک نمونه از آزمونهای عینی شخصیت اشاره میشود:

ـ پرسش نامه چند وجهی شخصیتی مینه سوتا:

از مشهورترین و پرمصرف ترین آزمونهای عینی است. این آزمون مجموعه بزرگی از رفتارها، احساسات، افکار، وضعیت فیزیکی، روانی، اجتماعی، گرایشات و برخی از نشانگان بیماری ها را در افراد میسنجد.

این آزمون برای این منظور ساخته شده است که روان شناسان بتوانند با استفاده از آن افراد بهنجار را از نابهنجار تمیز و به ویژه برای تشخیص اختلالهای عمده روانی یا روان پزشکی ساخته شده است.در مورد افراد 14 سال و به بالا که حداقل تا کلاس ششم تحصیل کرده اند و توانائی خواندن و فهمیدن را دارند و ضمنا از هوش بهنجار برخوردارند به کار می رود. مواد آزمون به گونه ای انتخاب می شوند که افرادی را که دارای ویژگی های معینی هستند (مثلا افراد افسرده، پرخاشگر و یا کسانی که بیماری اسکیزوفرنیک دارند) از سایر افراد متمایز کنند.

¢ج) آزمونهای رغبت و علائق:

این نوع آزمونها میزان تمایلات یا علایق افراد را نسبت به مشاغل، رشته‌های تحصیلی و سایر فعالیتهای زندگی مثل بازیها و سرگرمی ها را اندازه میگیرد.

آزمونهای رغبت به سنجش بعد عاطفی شخصیت انسان معطوفند. برخی از روانشناسان، علایق را به عنوان خصایص اکتسابی که بر اثر تجربه به وجود می آیند تلقی می‌کنند.  در مقابل برخی دیگر می‌گویند که رغبتها بر اثر تجارب اتفاقی به وجود نمی آیند بلکه بازتاب و بیانگر نیازهای عمیق و صفات شخصیتی افراد است که بر همین اساس است که از زمان فروید تاکنون روانشناسان مکتب روان تحلیل گری گفته اند که انتخاب شغل از صفات شخصیت افراد تأثیر می‌پذیرد. در بعضی از پژوهشها بین خصایص شخصیتی و علایق افراد نسبت به فعالیتهای مختلف رابطه هایی گزارش شده است مثلا بین صفت درونگری و علاقه به فعالیتهای علمی و نیز بین پرخاشگری و علاقه به مشاغل فروشندگی رابطه وجود دارد.

آزمون رغبت که در برخی متون «رغبت‌سنج» نامیده می‌شود، معمولا به شکل سؤالهایی فراهم می‌شود که در آن فهرستی از سؤالات دربارۀ فعالیتها آمده است. آزمودنی دربارۀ میزان علاقۀ خود نسبت به این فعالیتها اظهار نظر می‌کند. پاسخهای او با ملاکهای معینی سنجیده می‌شود و بر اساس این ارزشیابی، علاقۀ وی نسبت به این امور تعیین میشود.

از ابزارهای سنجش علاقه میتوان به پرسشنامه علاقه استانلی هال و رغبت‌سنج شغلی لی ـ ثورب اشاره کرد.

¢2. انواع آزمون از نظر دقت ساخت:

از نظر دقت ساخت آزمونها شامل آزمونهای معلم ساخته و استاندارد شده است.

آزمونهای استاندارد شده براساس دستورالعملهای خاص و به شیوۀ یکسان اجرا، نمره گذاری و تفسیر میشوند. در این آزمونها، سؤالها پس از تهیه باید در بوته تجربه و محاسبات آماری پرداخته شود و روائی و اعتبار آن معلوم گردد. برای تفسیر نمرۀ آزمودنی در آزمون استاندارد شده، نرمها یا هنجارهایی براساس عملکرد گروه نمونۀ وسیعی از آزمودنیها فراهم شده است که نمرۀ آزمودنی با آن مقایسه و موقعیت او نسبت به گروه هنجار تعیین میشود.

آزمونهای معلم ساخته برای ارزشیابی غیررسمی است که معلمان برای سنجش یادگیری دانش آموزان خود تهیه میکنند و در طول دورۀ آموزش و یا در پایان دوره به اجرا درمی آورند. این نوع آزمونها غالبا برای تعیین میزان موفقیت یادگیرندگان در رسیدن به هدفهای دقیق آموزشی طرح ریزی میشوند. طرز تهیه این نوع آزمون از این قرار است که معلم از مطالب و مباحثی که تدریس کرده فهرستی فراهم میکند و برای آن فهرست سؤالهائی تهیه میکند و به امتحان شوندگان میدهد. این آزمونها فاقد هنجار محاسبه شده برای مقایسۀ عملکرد آزمودنیهاست.

 

¢3.انواع آزمونها از نظر شناختی

الف) آزمونهای شناختی: آزمونهایی هستند که فعالیتهای فکری و ذهنی آزمودنی را اندازه گیری میکنند آزمونهای هوش و استعداد نمونه هایی از این نوع آزمونها هستند.

ب) آزمونهای غیرشناختی: آزمونهایی هستند که ویژگیهای شخصیتی و عاطفی آزمودنی را اندازه گیری میکنند. آزمونهای شخصیت، نگرش‌سنجها و رغبت‌سنجها نمونه هایی از این نوع آزمونها هستند.

در مقایسۀ آزمونهای شناختی و غیرشناختی میتوان گفت که در آزمون شناختی پاسخها به طور عینی خوب یا بد، غلط یا صحیح هستند، برعکس در آزمونهای غیرشناختی پاسخ خوب یا بد وجود ندارد. مثلا در پرسش «آیا شبها احساس ترس میکنید؟» پاسخ به صورت بلی یا خیر خواهد بود و نمیتوان گفت کدام یک خوب و کدام یک بد است. هر دو پاسخ میتوانند به یک نسبت خوب باشند.

¢4. انواع آزمونها از نظر اجرا:

الف)  فردی:

آزمونهای فردی توسط یک آزمونگر متخصص بر روی یک آزمودنی اجرا میشود. در این آزمونها آزمونگر پاسخهای شفاهی و نحوه انجام تکالیف تعیین شده توسط آزمودنی را نیز ثبت کرده و رفتارهای بالینی او را در موقعیت اجرای آزمون نیز یادداشت میکند.مهمترین محدودیت این نوع آزمون، صرف وقت زیاد برای اجرا و درنتیجه غیرقابل استفاده بودن آن در مسابقات و امتحانات بزرگ اشاره کرد. به عنوان نمونه، آزمون هوشی استنفورد ـ بینه، آزمون هوشی وکسلر، آزمون رورشاخ و آزمون اندریافت موضوع اشاره کرد.

ب) گروهی:

آزمونهایی هستند که توسط یک آزمونگر روی تعداد زیادی آزمودنی اجرا میشود. مهمترین مزیت این آزمون، یکسانی شرایط برای همه آزمودنی ها و همچنین صرفه جوئی زیاد در وقت و هزینه است. محدودیت مهم این آزمون ایجاد شرایط و امکانات لازم برای اجرای گروهی آن است. مثل آزمون هوشی ریون، پرسشنامه چندوجهی مینه سوتا، آزمون کنکور ورودی دانشگاه ها را نام برد.