یادداشت های مشاور


سوگ‌نامرئی

سوگ‌نامرئی

■ سوگ نامرئی 
🖋سوگ نامرئی در روان‌شناسی به نوعی از سوگ گفته می‌شود که از سوی جامعه به رسمیت شناخته نمی‌شود یا اجازه‌ی ابراز آشکار آن داده نمی‌شود. در نتیجه فرد عزادار ممکن است درد و اندوه عمیقی داشته باشد، اما حمایت اجتماعی، همدردی یا آیین‌های سوگواری معمول را دریافت نکند.
● چرا به آن «نامرئی» گفته می‌شود؟
چون اطرافیان یا فرهنگ اجتماعی:
- این نوع فقدان را «واقعی» یا «مهم» نمی‌دانند
- انتظار دارند فرد سریع از آن عبور کند
- یا اصلاً از وجود آن سوگ خبر ندارند

بنابراین سوگ فرد دیده نمی‌شود و به رسمیت شناخته نمی‌شود.

● نمونه‌هایی از سوگ نامرئی
چند مثال رایج:
- سقط جنین یا از دست دادن بارداری
- مرگ حیوان خانگی
- از دست دادن شغل، موقعیت اجتماعی یا مهاجرت
- مرگ کسی که رابطه‌ی پیچیده‌ای با او داشته‌ایم 
- سوگ برای فردی که زنده است اما تغییر کرده (مثلاً آلزایمر یا اعتیاد)

● پیامدهای روانی
چون این سوگ کمتر دیده می‌شود، فرد ممکن است:

- احساس تنهایی شدید کند  
- فکر کند «حق ندارم ناراحت باشم»  
- احساس شرم یا گناه داشته باشد  
- سوگ را سرکوب کند  
- بیشتر در معرض افسردگی یا سوگ پیچیده قرار بگیرد

● نکته مهم در درمان
در روان‌درمانی معمولاً اولین قدم این است که:
- سوگ فرد معتبر شناخته شود
- به او اجازه داده شود درباره‌ی آن آزادانه صحبت کند
- راه‌هایی برای بیان و پردازش هیجان‌ها پیدا شود (نوشتن، گفت‌وگو، آیین‌های شخصی سوگ)
#سوگ_نامرئی
#آرش_رحیمی_پور

خشم واکنشی

خشم واکنشی

☑️ خشم واکنشی منجر به شکل گیری لایه ای وسیع از احساس گناه می گردد.روی آن را نیز لایه ای از اندوه و غم می پوشاند و دفاع های عمده ی فرد در این حالت مقاومت در برابر نزدیکی هیجانی است.در این لایه، فرد برای پیشگیری از درد ناشی از صمیمیت با دیگران بر اساس آسیب هایی که در گذشته تجربه کرده است نسبت به هرگونه رابطه ی نزدیک و صمیمی مقاومت نشان می دهد. این مقاومت معمولا در فرآیند درمان در قالب ممانعت از ورود به احساس و افکار واقعی خود را نشان می دهد.آرش رحیمی پور

نشانه های تروما

نشانه های تروما

● یکوقتی کسی کار خوبی در حق ما میکنه، فکرمون خیلی مشغول میشه و مدام بهش فکر میکنیم. یا برای جبرانش و یا اینکه بفهمیم قصد اش چی بوده یا …..!این همش به این خاطر هست که عادت نداریم کسی بهمون خوبی کنه.● دومدام معذرت خواهی میکنیم، حتی برای اشتباهی که نداشتیم تا فقط دعوا نشه، دلخور نشه، ترک ام نکنه!!!این به این خاطر هست که مدام چه از طرف دیگران و چه درون خودمون رو مقصر دونستیم و سرزنش شدیم!● سهفکر‌می کنیم‌ که از اون دسته آدم ها هستیم که خاطرات کودکی و یادشون نمیمونه! این می تونه یک مکانیسم درونی باشه که یا شکل خاطرات رو عوض می کنیم و یا دور از دسترس نگه میداریم تا بتونیم به زندگی مون ادامه بدیم.● چهاربه محض اینکه کسی از ما تعریف و تمجید کنه، شروع میکنیم به خودتخریبی و رد کردن تعریف و…نه چون آدم فروتنی هستیم، بلکه چون باور نداریم به اون تعریف ها… اینکه زیباییم، اینکه باهوشیم، اینکه مهربونیم و….!● پنجهیچوقت از دیگران کمک نمی گیریم، حتی اگر کار و یا موقعیتی که داریم برامون خیلی سخت باشه!چون همیشه خودمون کارهامونو کردیم فکر‌می کنیم نباید کمک بگیریم، نمیتونیم به کسی تکیه کنیم!